صدایاب - سوسا وب تولز
سلطان شادمهرعقیلی...احسان عطارتبادکان
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/9/6 | 11:10 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان

لختی درنگ، از خداحافظی با دنیا تا تاریکی قبر +تصاویر

و این آخرین صحنه از دنیاست




تاریخ : یادداشت ثابت - شنبه 94/8/3 | 7:20 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان

از 5 صبح تا 7 غروب بر امام حسین(ع) چه گذشت؟

  طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی 21 مهر سال 59 هجری شمسی می شود. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند.

در این تحقیق علمی، اوقات شرعی روز 21 مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر 3-+ دقیق اختلاف می تواند داشته باشد) را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگارها را با این ساعتها تنظیم کرده ایم.
5:47 اذان صبح
امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»
طرف مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.
حدود 6
امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.
7:06 طلوع آفتاب
کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «أَلَا وَإنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.
حدود 8
بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوانهای) کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.
بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.
حدود 9
روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد کشتگان تیر اندازی. با تعداد کشتگان حمله اول 50 نفر ذکر شده است.)
حدود 10
بعد از تیراندازی ،«یسار»، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.

بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین (ع) حمله کرد؛ اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.

همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد 500 تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام(ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر 23 اسب لشکریان امام(ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را 50 نفر و این شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده است.

اولین شهید، ابوالشعثا بود و 8 تیر انداخت که 5 نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام(ع)حمله کنند زهیر و 10 نفر به آنها حمله کردند.
حدود 11

بعد از این حملات، امام‌(ع) دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. ‌بعضی «در مقابل نگاه امام‌(ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین(ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است».

 یک بار هفت نفر از اصحاب امام‌(ع) در محاصره واقع شدند، حضرت عباس(ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.
12:50 اذان ظهر
 حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر(ص) قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام(ع) از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.»

 امام‌(ع) نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌(ع) اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله 13 تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»
حدود ساعت 13
30 نفر از اصحاب امام(ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند. بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین(ع) بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»
 حدود ساعت 14
 عاقبت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تنها ماندند. عباس(ع) اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس(ع) دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»
 حدود ساعت 15 
 امام(ع) به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.

 امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام(ع)، بر پیکر مبارکش جای 33 زخم نیزه و 34زخم شمشیر شمرده شد.

در مقاتل نوشته اند زمانی که امام(ع) در آستانه شهادت بود اما کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن (ع) دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»
16:06 اذان عصر
وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین کشته شود شنیدم که می‌گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»

گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام(ع) فرو برد ...»
 حدود ساعت 17 
بعد از شهادت امام(ع)، عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند تمام این افراد بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.
غارت عمومی اموال امام حسین(ع) و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه‌ها گذاشت.

یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعد از شهادت امام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.

نزدیک غروب آفتاب است . سر امام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.
 18:49 اذان مغرب 
 داستان روز غم انگیز عاشورا این‌طور تمام می‌شود که درحالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»
منبع"باشگاه خبرنگاران جوان



تاریخ : یادداشت ثابت - سه شنبه 94/7/22 | 11:31 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر
تصاویر منحصر به فرد از دانه های برف+ تصاویر



تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 94/7/20 | 6:12 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان



تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/7/10 | 5:36 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
 

هادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس بر اثر ایست قلبی درگذشت.


به گزارش "ورزش سه"، نوروزی که تنها 30 سال داشت در خواب سکته کرده و انتقال او به بیمارستان هم نتیجه ای در پی نداشته است.

به گفته همراهان نوروزی، او ساعت 4 صبح امروز بر اثر حمله قلبی در خانه به کما رفته و جان به جان آفرین تسلیم کرده است.

روحش شاد....



تاریخ : یادداشت ثابت - شنبه 94/6/29 | 9:55 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان

vf8s_dsc01115.jpg




تاریخ : یادداشت ثابت - سه شنبه 94/5/21 | 10:30 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
  سیزده سال بعد از مهاجرت شادمهر عقیلی به کانادا و بعدتر آمریکا نزدیکترین دوستش در ایران یعنی داوود ناقور به دنبال فراهم آوردن شرایط بازگشت او به ایران است.
 ناقور که خود نیز خواننده و آهنگساز است آن طور که ادعا کرده برای فراهم آوردن شرایط بازگشت شادمهر به ایران مذاکراتی را با سیدحسن خمینی انجام داده است.
با سیدحسن خمینی در این باره صحبت کرده ایم
داوود ناقور در گفتگو با بهمن بابازاده روزنامه نگار خوش ذوق موسیقی در "تماشاگران امروز” گفته است: مدت زیادیست که این پروژه استارت خورده است و در مرحله انجام است. با سیدحسن خمینی هم در این باره حرف زدیم ولی من اعتقاد دارم نباید کاری کنیم که موضوع حساسیت زا باشد.
وی ادامه داده است: شادمهر در همه سالهای خارج از ایران از خط قرمزها عبور نکرده و هنوز هم خیلیها او را با آثار مناسبتی اش می شناسند.
فیلمنامه "پر پرواز2″ به سازمان سینمایی ارائه شده
ناقور درباره قسمت دوم فیلم "پر پرواز” که شادمهر 15 سال پیش در قسمت اولش بازی کرده بیان می دارد: فیلمنامه "پر پرواز2″ با داستان بازگشت شادمهر به ایران تدوین شده و برای گرفتن پروانه ساخت به سازمان سینمایی ارسال شده است.
وی خاطرنشان می سازد: این پروژه در حال حرکت روبه جلو است و خیلی باید محتاط و با استراتژی پیش رفت و امیدوارم مسئولان مملکتی هم با نگاهی ارزشی و بزرگ منشانه به هنرمندان بنگرند.



تاریخ : یادداشت ثابت - سه شنبه 94/5/7 | 10:55 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان

 نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت‌های دیگر هم قبول می‌شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی‌شود، همان ‌طور که اگر انسان شبانه‌روزی پنج نوبت در نهر آبی شست‌وشو کند، آلودگی در بدنش نمی‌ماند، نمازهای پنج‌گانه هم انسان را از گناهان پاک می‌کند و سزاوار است که انسان نماز را در اوّل وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد مانند کسی است که نماز نمی‌خواند، با این وجود یکی از سؤالاتی


مطرح می‌‌شود این است که علت نمازگریزی و سستی برخی افراد نسبت به نماز چیست؟ حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز این گونه پاسخ می‌دهد:

برای اینکه دعوت مؤثر و مفیدی داشته باشیم، لازم است علت نمازگریزی و سستی مخاطب خودمان را نسبت به نماز بدانیم تا از همان دریچه به درمان این مشکل و دعوت به نماز بپردازیم.

*علل سستی و کاهلی در نماز

1- عدم شناخت

ما اگر شخصی را نشناسیم، نسبت به او برخورد و ادب و تواضع نخواهیم داشت؛ ولی اگر بدانیم که او دانشمندی عزیز و مبتکر و مخترعی است که افتخارات زیادی دارد، حتماً نسبت به او علاقه‌مند می‌شویم.

حال اگر بدانیم:

نماز یعنی خدایی شدن؛

نماز یعنی اتصال بی‌نهایت کوچک با بی‌نهایت بزرگ؛

نماز کلید نجات از قهر خداست؛

تمام کمالات در نماز نهفته شده و یک کارخانه آدم‌سازی است؛

آنگاه ممکن نیست که نسبت به نماز کوتاهی کنیم.

پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: بهترین چیزی که خدا وضع کرده نماز است: «الصلاة ... خیر موضوع».

2. تفکیک نکردن مسائل و توقعات نابجا

بعضی فکر می‌کنند که اگر حکومت اسلامی برقرار شد، همه مردم عادل می‌شوند یا اگر کسی وارد حوزه و دانشگاه شد، معصوم می‌شود.

3. جهل و نادانی

گاهی دلیل سنگینی نماز به خاطر جهل به قرائت نماز، احکام نماز، آثار نماز، اهمیت نماز و عواقب سستی و ترک نماز است که این نقص باید از طریق والدین، مربیان، معلمان، کتاب‌ها، نوارها، حوزه‌ها، کلاس‌ها و صداوسیما و مساجد، هنرمندانه برطرف شود.

4. تنبلی و تن‌پروری

گاهی افرادی ایمان دارند، ولی به دلیل تنبلی و تن‌پروری نماز را رها می‌کنند که این تن‌پروری در هر کاری عامل رکود سقوط است. در بعضی از دعاها تن‌پروری اولین عیب شمرده شده است، «اللهم اعوذ بک من الکسل».

این تن‌پروری را می‌توان با دوستی با افراد علاقه‌مند و جاذبه‌های مختلف و حتی با نذر و عهد و قسم و جریمه خود از بین برد. اگر ما بدانیم تنبلی و تن‌پروری در رسیدن به هواپیما سبب می‌شود که ما به مقصد نرسیم، هرگز در راه رسیدن به فرودگاه از خود کسالت نشان نمی‌دهیم. اگر بدانیم تن‌پروری ما را از برکات زیادی باز می‌دارد، حتماً به آن کارها اهتمام می‌ورزیم.

*حکایت

شخصی را دیدند که با نعره می‌گوید: تو نگذاشتی من به فلان پست برسم ... تو نگذاشتی من به فلان دره برسم ... تو نگذاشتی من به فلان جا و فلان جا برسم ...، در ابتدا خیال کردند که بر سر کسی فریاد می‌زند؛ ولی وقتی آمدند، دیدند نه مخاطبی حاضر است و نه با تلفن صحبت می‌کند؛ پرسیدند: این نعره‌ها را بر سر چه کسی می‌زنی؟! گفت: این نعره‌ها را بر سر تن‌پروری و تنبلی خودم می‌زنم!

5. احساس ناامیدی

قرآن گناهان را به دو دسته تقسیم کرده (کبیره و صغیره) و فرموده: اگر از گناهان کبیره دوری کنید، گناهان صغیره را می‌بخشیم؛ از طرفی هم به گفته روایات،‌اولین گناه کبیره «یأس از رحمت خدا» است.

افرادی هستند که به خاطر بعضی از گناهان احساس یأس می‌کنند و با خود می‌گویند: تو که فلان گناه را کردی، دیگر نماز بخوانی یا نخوانی چه فرقی می‌کند؟ ولی قرآن می‌فرماید: «هرگاه گرفتار گناهی شدید، سریع نماز بخوانید تا نماز آثار شوم گناه را برطرف کند».

البته باید این را نیز بدانیم که در روایات یکی از بدترین گناهان، ترک نماز معرفی شده است.

6. بی‌انگیزگی و طفره رفتن

گاهی افراد در کار خیر عزم و تصمیم ندارند و از انجام طفره می‌روند. قرآن می‌فرماید که در قیامت دوزخیان به بهشتیان می‌گویند: به ما نظری کنید تا از نور شما بهره بگیریم: «انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِکُمْ». آنان جواب می‌دهند: باید به دنیا برگردید و از آنجا نور بیاورید. دوزخیان می‌گویند؛ مگر ما با هم و در یک منطقه و شغل نبودیم؟! آنان می‌گویند: چرا، ولی شما طفره می‌رفتید؛ «تربصتم». با اینکه حج بر شما واجب بود، آن را به تأخیر می‌انداختید؛ نماز را به تأخیر می‌انداختید؛ خمس و زکات را به تأخیر می‌انداختید ...

طفره رفتن، خطر بزرگی برای انسان است. چه انسان‌هایی که گناه را فوری انجام می‌دهند، ولی توبه و عذرخواهی از آن را به دوران پیری و سالمندی موکول می‌کنند. گاهی هم قبل از آنکه سالمند شوند، از دنیا می‌روند!

انسان باید در کار خیر عجله کند. در اذان نماز، بارها کلمه عجله به کار رفته است. «حی علی الصلاه» یعنی بشتابید به سوی نماز. رئیس جمهور شهید ما می‌گفت: به نماز نگویید کار دارم و آن را به تأخیر اندازید؛ به کارها بگویید نماز دارم و آن‌ها را رها کنید!

در ذیل آیه، «رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ» می‌خوانیم که این تجلیل و ستایش برای کسانی است که با شنیدن صدای اذان، کسب و کار را رها می‌کنند و برای نماز به مسجد می‌روند.

7. عقده و لجاجت

گاهی بی‌اعتنایی به نماز به خاطر انتقام گرفتن از والدین و مسئولین و حتی از خداوند است! او آرزویی دارد که به آن نرسیده و از سر انتقام. نماز را رها می‌کند. غافل از آنکه باید باور کنیم که خداوند، مولای حکیم و مهربان ماست و بسیاری از آرزوهای ما برخاسته از هوس‌ها و خیال‌هاست. هر انسانی صدها و هزاران بار پشیمان می‌شود و این پشیمانی حاکی از آن است که خواسته‌ها و خیال‌های ما حکیمانه نیست.

شنیدم که دختری می‌گفت: چون من زیبا نیستم و خواستگار ندارم، پس نماز نمی‌خوانم!

حضرت امیر (ع) پاسخ این گونه سؤال‌ها و اشکالات را چنین می‌فرماید که گاهی خداوند یک نعمت را می‌دهد، ولی در کنارش نعمتی را می‌گیرد مثلاً؛

قد انسان بلند است و همت او کوتاه «مَادُّ الْقَامَةِ قَصِیرُ الْهِمَّةِ».

فردی بیان روانی دارد، ولی سنگدل است: «طَلِیقُ اَللِّسَانِ حَدِیدُ اَلْجَنَانِ».

خداوند در کنار گشایش، تنگنا را قرار داده؛ «قرن بسعتها عقابیل فاقتها»؛

آری در کنار قله‌ها دره‌هاست؛ اگر لیمویی را شیرین آفرید، بعد از چند ثانیه تلخ می‌شود؛ ولی اگر لیمویی را ترش آفرید، این ترشی سال‌ها ماندگار است؛ ممکن است دختری زیبا باشد و خواستگار داشته باشد، ولی عمرش طولانی نباشد و یا مشکلات دیگری برای او وجود داشته باشد.

ممکن است کسی در رشته‌ای نابغه باشد، ولی در رشته‌های دیگر از متوسط هم ضعیف‌تر باشد. داروین در دو رشته علوم پزشکی و علوم دینی مسیحیت شکست خورد ولی با تغییر رشته، صاحب نظریه شد.

در حدیثی می‌خوانیم که اگر در رشته‌ای تجاری شکست خوردید، خود را در همه رشته‌ها شکست خورده نپندارید؛ بلکه نوع کار خود را تغییر دهید تا راز موفقیت را در رشته‌های دیگر به دست آورید.

گاهی افراد از همسر خود ناراحت هستند و از او راضی نیستند، قرآن در جواب آنها می‌فرماید: چه بسا از چیزی ناراحت‌ باشید، ولی در آن خیر کثیر به شما داده شود؛ «فَإِن کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا». یا در جای دیگر به صورت قاعده کلی می‌فرماید: چه بسا از چیزی خوشتان نیاید و آن چیز به نفع شما باشد و چیزی را دوست داشته باشید. در حالی که به ضررتان باشد؛ «عَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ».

بنابراین ما باید نسبت به تدبیر خدا تسلیم و بلکه راضی باشیم و بدانیم که اگر در جایی به نظر ما نقص و کمبودی هست، همراه با حکمت و لطف از طرف اوست و خداوند مهربان، ضعف‌ها را خیلی فوری یا با تأخیر، یا با بهره‌گیری نسل یا بهره‌گیری در قیامت جبران می‌فرماید. زیرا یکی از اسامی خداوند «جبار» است؛ یعنی جبران می‌کند. ما نباید به خاطر مسأله‌ای که آن را نمی‌پسندیم، از محبت و راه خدا و گفت‌وگوی با او از طریق نماز و دعا دست برداریم.

8. خجالت نابجا

بعضی از افراد محیط زده می‌شوند؛ مثلاً در سفر خارجی و یا بعضی مهمانی‌های داخلی، جرأت اینکه به تنهایی نماز بخوانند را ندارند؛ ولی اگر جمعی نمازگزار پیدا شوند، به آن‌ها ملحق می‌شود. در حالی که در حدیث می‌خوانیم: مثال کسی که در میان غافلین خدا را یاد کند (و مثلاً به تنهایی برای نماز قیام کند) مانند درخت سبزی در کویر خشک (باارزش) است.

*خاطره

یک بار در کشور اندونزی خانمی را دیدم که ناگهان به ساعت و آسمان نگاه کرد و متوجه شد که نمازش را فراموش کرده است. فوری از کیف خود پارچه‌ای را بیرون آورد و روی زمین پهن کرد و به نماز ایستاد و به اطراف خود توجه هم نکرد!

یکی از اشکالات ما آن است که گاهی حیای نابجا داریم چیزی را نمی‌دانیم و از پرسیدن خجالت می‌کشیم؛ مطلبی را نمی‌دانیم و شهامت گفتن «نمی‌دانم» را نداریم؛ کاری را درست می‌دانیم، ولی از انجام آن به خاطر نگاه دیگران می‌ترسیم.

9. دوستان ناباب

یکی از بسترهای غفلت از نماز، دوستان ناباب هستند. قرآن فلسفه نماز را یاد خدا «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی» بیان می‌کند و در جای دیگر در مورد دوست نایاب از قول انسان گنهکار می‌فرماید: او مرا از یاد خدا گمراه کرد «لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ».

10.تحریفات و تبلیغات ضددینی

امروز اگر هزاران فرمول علمی در آمریکا و غرب وجود داشته باشد، یکی از آن‌ها را برای ما از طریق ماهواره‌ها ارسال نمی‌کنند، ولی دنیای فاسد غرب حاضر است، برای انحراف نسل نو انواع فیلم‌های مخرب را ارسال کند، اگر کسی یک لحظه توجه کند دشمنی دنیا را با اسلام و نسل مؤمن به روشنی درک می‌کند، آن‌ها نسبت به آنچه مربوط به رشد علمی است، بخل می‌کنند ولی نسبت به آنچه مایه غفلت مردم است، سرمایه‌گذاری می‌کنند.

مستکبران در گذشته نیز با تمسخر و به بازی گرفتن دین و نماز، سعی در گمراه کردن مردم داشتند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ وَ إِذا نادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُونَ».



تاریخ : یادداشت ثابت - دوشنبه 94/5/6 | 11:22 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان




تاریخ : یادداشت ثابت - دوشنبه 94/5/6 | 11:3 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان

چرا سه شنبه ها بهترین زمان برای شروع یک عادت جدید است؟

 

چرا سه شنبه ها بهترین زمان برای شروع یک عادت جدید است؟

حتما برای شما هم پیش آمده که تصمیماتی را در سر داشته و مرتبا آنها را به عقب انداخته اید. جالب است بدانید که براساس تحقیقات، افراد، معمولا تصمیم می گیرند که تصمیمات جدیدشان را از روز شنبه و با شروع هفته کاری جدید عملیاتی کنند و آن «شنبه کذایی» نیز هیچگاه از راه نمی رسد.

دست آخر، رژیم غذایی که قرار بوده از شنبه کلید بخورد، رفتن به باشگاه، مطالعه یک زبان خارجی، درس خواندن برای کنکور و بسیاری موارد دیگر، باز هم تا یک هفته دیگر به تعویق می افتند و این سیکل باطل آنقدر ادامه می یابد که در نهایت به دست فراموشی سپرده می شود.

اما شاید بهتر باشد که به جای شنبه روز دیگری را برای شروع یک عادت جدید انتخاب کنید، چه بسا نتایج بهتری از این تغییر رویه برایتان حاصل شد.

 

هفته جدید به معنای تغییر شخصیت شما نیست

آیا می دانستید که انگیزه شروع یک کار و عادت تازه در روزهای شنبه به خاطر وجود نوعی تفکر نادرست است؟ شما می دانید که نهادینه شدن یک عادت کار دشواری است، از طرفی هم تصور می کنید که با شروع هفته به فردی متفاوت و کاملا جدید تبدیل خواهید شد و این «شمای» جدید تمرکز بیشتری روی انجام امور مختلفش خواهد داشت و بیشتر به قوانین و نظم و ترتیب پایبند است.

اما باید بدانید که چنین اتفافی رخ نخواهد داد و با شروع هفته به فرد جدیدید تبدیل نمی شوید و قدرت و اراده شما در روزهای شنبه درست به اندازه روزهای دیگر است.

نکته جالب اینجاست که در این روز، کارهای زیادی برای انجام دادن دارید. هفته کاری از روز شنبه آغاز می شود و در این روز انبوهی از پروژه ها، نشست ها و کارهای مختلف را برای انجام دادن خواهید داشت.

تصور کنید که قصد دارید از این به بعد، موقع ناهار، پیاده روی کوتاهی داشته باشید. حال اگر برای شروع این عادت منتظر روز شنبه بمانید این عادت جدید تحت تاثیر وظایف و دیگر تصمیمات شما قرار خواهد گرفت و مشغله زیاد در نهایت باعث می شود که بهترین خواسته ها و اهداف خود از جمله همین پیاده روی را فراموش کنید.

اگر واقعا قصد دارید که یک عادت جدید را در خود نهادینه کنید باید از همین حالا شروع کنید و فرقی ندارد که امروز چه ساعتی و یا کدام روز هفته است. اما چنانچه منتظر آمدن یک روز خاص در هفته هستید تا تصمیم خود را عملیاتی کنید، باید بدانید که سه شنبه ها بهترین زمان برای شروع است، بنابر دلایل زیر:

در این روز، تا تمام شدن هفته کاری زمان زیادی باقی نمانده و جالب است بدانید که بر پایه برخی از پژوهش ها دو شنبه ها، طولانی ترین روز هفته است و از آن به بعد روزها کوتاه تر به نظر می آیند.

براساس پژوهشی که توسط جمعی از کارشناسان منابع انسانی انجام گرفته، تنها 3 درصد از افراد ادعا کرده اند که سه شنبه ها بیشترین بهره وری را در محل کار دارند. در این روز، معمولا وظایف کاری کمتری بر عهده شما قرار گرفته و در نتیجه می توانید انرژی و تمرکز خود را روی عادات جدیدتان قرار دهید.

در روزهای چهارشنبه می توانید عادات جدید خود را تکرار و آنها را تقویت کنید و باید بگوییم که در این روز، کمترین میزان از عوامل مختل کننده حواس برای شروع یک عادت جدید وجود خواهند داشت.

در زمان تعطیلات آخر هفته خود (یعنی روزهای پنجشنبه و جمعه) نیز می توانید ارزیابی خوبی از عملکردتان داشته باشید و وقتی شنبه از راه می رسد چند روزی از زمان شروع آن فعالیت گذشته است و آن عادت حالا یک فعالیت جدید است در میان انبوهی از کارهای دیگری که در نخستین روز از هفته باید انجام دهید.




  • paper | پرشین بلاگ | ایران بلاگ