تاریخ : یادداشت ثابت - یکشنبه 93/9/10 | 11:39 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
مرگ در ایام جوانی بسیار غم انگیز است خصوصا اگر کسی که فوت کرده یک شخصیت محبوب هنری باشد.خبر ناگهانی است. همه شوکه میشوند و افسوس میخورند که چه وقت خداحافظی بود. چاره چیست؟ امکان بازگشت وجود ندارد. اندک زمانی به سکوت میگذرد و باز هم دیگری تصادف میکند یا بیماری از پا درش میآورد. باز هم آهی و افسوسی اما زندگی ادامه دارد. پوپک گلدره، عسل بدیعی و داوود اسدی از مشهورترین هنرمندانی هستند که در این فهرست جای می گیرند.
دو هنرمند جوان به فاصله یک روز و پس از مدتها مبارزه با سرطان اهالی هنر را تنها گذاشتند و رهسپار دیار دیگر شدند. این بهانهای شد تا یادی از برخی هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهههای اخیر داشته باشیم.
مرگ در 19 سالگی:
کیمیا یادگارینژاد بازیگر تئاتر بامداد پنجشنبه 15 آبان امسال، در 19 سالگی و یک روز پس از اجرای نمایش شهادت حضرت رقیه(س) بر اثر گازگرفتگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. او در نمایشهایی چون «هیچی» و «میوههای نارس» به ایفای نقش پرداخته بود. یادگارینژاد متولد 1374 و دانشجوی سال آخر رشته بازیگری واحد رسانه و از اعضای فعال کانون نمایش فرهنگسرای تهران بود.

او در سومین جشنواره تئاتر شهر به خاطر بازی روان و تأثیرگذارش در نمایش «میوههای نارس» کار گروهی اعضای کانون نمایش فرهنگسرای تهران به سرپرستی شاهد پیوند کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر شد.
مرگ در 25 سالگی:
محسن رسولاف عکاس در سانحه هواپیمایی 737 قرقیزستان و در 25 سالگی درگذشت. او عکاس پشت صحنه فیلمهای آتش سبز به کارگردانی محمدرضا اصلانی و لالاییها به کارگردانی منیژه حکمت بود و به این ترتیب به سینما که خیلی به آن علاقه داشت نزدیک شد. گرایش اصلی محسن عکاسی هنری بود و در کنار آن به عکاسی در شاخههای دیگر میپرداخت. ساخت سه فیلم کوتاه و تجربی را نیز باید به این کارنامه یک ساله او افزود.
مرگ در 26 سالگی:
مژگان پوریگانه دانشجوی فوقلیسانس دانشگاه آزاد و بازیگر نقش اصلی فیلم «عروس کاغذی» (حجتاله سیفی) متولد 1349، دیماه 1375 در 26 سالگی بر اثر تصادف با اتومبیل در مسیر دانشگاه، درگذشت. نخستین فیلم او «عروس کاغذی» بود و به جای او در این فیلم مینو غزنوی صحبت میکرد.
مرگ در 27 سالگی:
سید امین مهاجرانی آهنگساز جوان سینما و تلویزیون فروردین 86، در 27 سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت. از کارهای این آهنگساز سینما میتوان به فیلم سینمایی «ابراهیم خلیلاله» ساخته محمدرضا ورزی اشاره کرد. وی همچنین برای آخرین کار پرویز شیخ طادی با نام «سومین روز پس از مرگ» موسیقی ساخته بود. از دیگر کارهای وی میتوان به فیلمها و مجموعههای «سقوط»، «صدر اعظم»، «کاخ تنهایی» و «پدرخوانده» اشاره کرد. مهاجرانی از شاگردان «مجید انتظامی» آهنگساز صاحب سبک سینمای ایران و لوریک خوبیان بود.
مرگ در 28 سالگی:
فرانک میری بازیگر جوان سینما و تئاتر، دستیار کارگردان سینما و فارغالتحصیل بازیگری از دانشکده هنر و معماری، تیرماه 1390، در 28 سالگی، بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.
او فعالیت هنری خود را از سال 1381 در نمایشهای دانشجویی آغاز کرد. بازی در نمایشهای «عشقه» به کارگردانی محمد رحمانیان، «راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان» به کارگردانی احمد ایرانیخواه، «ما کجا اینجا کجا» به کارگردانی میثم یوسفی، «پیک نیک در میدان جنگ» محمد هوشمندفر، «تئوری بیندر مایر» به کارگردانی محمد خداوردی و... از جمله فعالیتهای این بازیگر تئاتر است.
وی در فیلم سینمایی «پرونده هاوانا» به کارگردانی علیرضا رئیسیان و «جایی برای زندگی» به کارگردانی محمد بزرگنیا به ایفای نقش پرداخته بود.
مصطفی مزرعتی مستندساز کاشانی و مدیر مؤسسه فیلمسازی سیمانمای ماندگار کاشان مرداد امسال در 28 سالگی از دنیا رفت. امیر و مصطفی مزرعتی دو بردار مستندساز به همراه خانوادههای خود شهربانو شوکتی، زهره شکاری و پسر خردسال خود محمدپارسا برای تهیه مستند دو قسمتی تلویزیونی «دیار ماندگار» در طبس با هواپیمای آنتونوف 140 از فرودگاه مهرآباد تهران عازم طبس بودند که دچار سانحه سقوط هواپیما شدند.
مهدی اباسلط کارگردان و دانشآموخته سینما مرداد سال 88 در 28 سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. او نمایشنامه «سادگی منو ببخش کیارستمی» را به چاپ رسانده بود و فیلمهای «خنگآباد»، «بچههای خیابان» و «مسعود کیمیایی عاشق» را در کارنامه داشت.
مرگ در 29 سالگی:
امید الهداد سینماگر جوان و از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران دوم آذرماه 87 بر اثر ایست قلبی در 29 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
او از اعضای انجمن تهیهکنندگان فیلم کوتاه بود که فیلمهای کوتاه بسیاری چون: طوفان سنجاقک (شهرام مکری)، خوره (سعید حبیبی) و چندین کار کوتاه دیگر را تهیه کرده بود.
محمد باباوند بازیگر و کارگردان تئاتر اسفندماه 91 و در 29 سالگی بر اثر تشنج در شهرستان ساری درگذشت.
باباوند که فارغالتحصیل هنرستان بازیگری سوره پسران بود در نمایشهایی از جمله «خشم و هیاهو» و «گلادیاتور» نیز ایفای نقش کرد و توانست جوایزی از جمله دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره هنرستانهای بازیگری را کسب کند. وی از سال 82 به کارگردانی تئاتر روی آورد و با وجود سن کم توانست بیش از ده نمایش را کارگردانی کند که از جمله آنها میتوان به «حریم»، «کابوسها و خون»، «نقل عزل»، «کفتر به توان دو»، «بچههای عاشورا» و «صبور» اشاره کرد.
اشکان بانکی پسر اصغر بانکی، تهیهکننده در 29 سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. او در فیلم «تو و من» در کنار محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست ایفای نقش کرده بود.
مرگ در 30 سالگی:
حسین ابراهیمی متولد 1355 در تهران در سوم بهمن ماه 1385 به دلیل ایست قلبی درگذشت. وی نخستین بار در سال 1376 در مجموعة تلویزیونی کهنه سوار (اکبر خواجویی) بازی کرد که در این مجموعه در نقش حسین، جوانی که به رغم میل پدرش علاقه مند به ورزش کشتی است، بازی کرد.
این مجموعه در اردیبهشت ماه سال 1377 از شبکة سوم سیما پخش شد که نخستین مجموعة تلویزیونی این شبکه با موضوعی ورزشی بود و نقش پدرش را محمدعلی کشاورز بازی کرد.
مرحوم ابراهیمی به جز این مجموعه، در تعدادی فیلم کوتاه برای شبکة جام جم بازی کرد و قرار بود در مجموعة دیگری با عنوان همسفر بازی کند که اجل مهلتش نداد.
شهید «هادی باغبانی» در سال 1362 در روستای دار بدین روشن بهنمیر، از توابع شهرستان بابلسر متولد شد.
وی سابقه چندین سال فعالیت مستندسازی در حوزه هنری، روایت فتح و صداوسیما داشت و با اتحادیه رادیو تلویزیونهای اسلامی نیز همکاری میکرد.
شهید هادی باغبانی از ابتدای بحران سوریه برای مستندسازی از جنایات تکفیریها و تروریستها به سوریه سفر کرد که در تاریخ 28 مرداد 92 در 30 سالگی به دست تروریستهای تکفیری النصره به شهادت رسید.
از شهید باغبانی یک دختر به نام رضوانه به یادگار مانده است که در هنگام شهادت پدر تنها 3 ساله بود.
سروناز سیدی شاعر، داستاننویس و نقاش جوان ایرانی و از شاگردان آیدین آغداشلو شامگاه 27 فروردین 88 در 30 سالگی براثر ایست قبلی درگذشت. از سیدی مجموعه «آبسوراک» در سال 1385 از سوی انتشارات آنا منتشر شده است. او چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی برپا کرد که آثارش مورد توجه بسیاری از اهالی هنر قرار گرفت.
سروناز سیدی در حال آمادهسازی تازهترین مجموعه شعر خود بود که فرصت این کار را نیافت. او در نقاشی یکی از شاگردان «آیدین آغدشلو»، در شعر، شاگرد «منوچهر آتشی» و در داستان، شاگرد «محمد محمدعلی» بود.
مرتضی پاشایی، متولد 20 مرداد 1363 بود و موسیقی را از 14 سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد. او از کودکی با بیماری زخم معده دست و پنجه نرم میکرد و سرانجام پس از بستری شدن در بخش ICU بیمارستان، سرطان معده او را از پا درآورد. این خواننده جوان پاپ که صبح روز جمعه، 23 آبانماه از دنیا رفت.

مرگ در 31 سالگی:
مهدی دانشرفتار دستیار کارگردان فروردین 1389 پس از 15 روز کما، در 31 سالگی دار فانی را وداع گفت.
دانشرفتار 22 اسفند پس از عمل جراحی باز روی مغزش به کما رفت و پس از چند روز کما درگذشت. او در مجموعههای تلویزیونی نظیر «خرده ستمگران» و «عبور از پاییز» به عنوان دستیار کارگردان فعالیت داشت.
ساناز کیهان بازیگر سریال پربیننده «خط قرمز» 25 دی در 31 سالگی طی تصادفی در خیابان حسینیه ارشاد درگذشت. کیهان در سریال «خط قرمز» نقش مقابل شهرام حقیقتدوست را ایفا میکرد.
مرگ در 32 سالگی:
نیما نهاوندیان مجری برنامههای ورزشی صدا و سیما دی 1391 در 32 سالگی در منزل خود درگذشت. وی از سال 1378 همکاری خود را با صدا و سیمای مرکز گلستان آغاز کرد وسپس از سال 1383 در صدا و سیمای مرکز تهران در شبکه دو و جام جم همچنین در برنامههای رادیو ایران به عنوان گوینده و مجری حضور داشت.

نیما نهاوندیان در اثر برخورد با یک میز خونریزی مغزی کرد و به دلیل آنکه به تنهایی در خانه حضور داشت و کمکرسانی با تأخیر صورت گرفت، بعد از کما رفتن و مرگ مغزی فوت کرد.
مهتا مشایخی عکاس در 32 سالگی به دلیل عارضه قلبی چشم از جهان فروبست. آثار این هنرمند در چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی به نمایش گذاشته شده بود، عمده آثار او در سبک فیگوراتیو و نمادین و در ابعاد بزرگ با رنگ آکریلیک بود.
او از سال 83، 3 نمایشگاه انفرادی در گالریهای نار تهران و میرک مشهد برپا کرد و حضور در نمایشگاه گروهیCanvase New York artدر نیویورک، هفت نگاه در خانه هنرمندان تهران و نگارخانههای نار و ماه تهران در کارنامه هنری وی به چشم میخورد.
سعید امینی که بازی تأثیرگذارش در فیلم «نفس عمیق» در ذهنها حک شده بود سال گذشته در 32 سالگی بر اثر گازگرفتگی جان سپرد.

مرگ در 33 سالگی:
مسعود برخورداری کارگردان تحصیلکرده و عضو انجمن سینمای جوانان بهمنماه 92 در 33 سالگی و در اثر مسمومیت ناشی از گازگرفتگی درگذشت. «در جستجوی سیگنال»، «بودن»، «سینما یعنی مونتاژ»، «نیستان»، «فراتر از هرمنوتیک»، «سینتگما» و «چنگ انداخته در سینه من» نیز فیلمهای کوتاه او هستند. او موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه در جشنواره منطقهای دنا (یاسوج) 1391، بهترین فیلم تجربی در جشنواره منطقهای دنا (یاسوج) 1391، دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه در جشنواره فیلم کوتاه مستقل ایران (تهران) 1391 شده بود.
مرگ در 34 سالگی:
علی عامهکن، تصویرگر بینالمللی کتابهای کودکان و نوجوانان، پس از تحمل یک دوره بیماری جانکاه، اسفند 89 در 34 سالگی به دیار باقی شتافت. وی مدرک کارشناسی نقاشی خود را از جهاد دانشگاهی در سال 1380 دریافت و از سال 1375 شروع به تصویرگری برای کودکان کرد. علی عامهکن جایزه پادووای ایتالیا و کفش طلایی ایتالیا را دریافت کرده بود.
مرگ در 35 سالگی:
ناصرعبدالهی خواننده، در بندرعباس به دلایل نامشخصی بیهوش شد و به کما رفت. او پس از گذراندن 27 روز در کما سرانجام 29 آذر 1385 و در 36 سالگی درگذشت. عبدالهی در ترانههای خود از کسی تقلید نمیکرد و صدایی منحصر به فرد داشت. بیشتر اشعار ترانههای او از سرودههای محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سالهای آغازین کار هنری ترانههای منصفی را بازخوانی میکرد.

ابوالفضل فیاضی کارگردان و بازیگر جوان تئاترهای مذهبی بهار سال 92، در 35 سالگی درگذشت.
پوپک گلدره درست زمانی که با بازی در سریال «نرگس» توجه مخاطبان را به خود جلب کرده بود در یک سانحه رانندگی (در جاده نوشهر به نور-منطقه سیسنگان) به کما رفت و پس از هشت ماه در تاریخ 27 فروردین 1385درگذشت. گلدره هنگام مرگ 35 سال داشت.

او فعالیت هنری را با بازی در نمایش «پل» آغاز کرد و در سال 1375 در نماهنگ (ویدئو کلیپ) «رؤیای زمین» ظاهر شد. گلدره که با مجموعه «ساعت خوش» وارد کار بازیگری شد، به سرعت توانست شایستگیها خود را در این عرصه نشان دهد که اوج آن با دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سینمایی «موج مرده» ساخته ابراهیم حاتمیکیا رقم خورد.
عسل بدیعی فروردینماه سال 92 در 35 سالگی درگذشت. او به سرنوشت نقش مقابلش در «بودن یا نبودن» دچار شد و دو روز پس از ایست قلبی، مرگ مغزی شد اما مرگ برای او پایان نبود چرا که با رفتنش جان هفت انسان را نجات داد. «دستهای آلوده»، «شمعی در باد» و «شیرین» از جمله فیلمهایی بودند که بدیعی پیش از مرگ به ایفای نقش در آنها پرداخت.

نیما وارسته، آهنگساز، تنظیمکننده و نوازنده مطرح موسیقی پاپ ایران دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 در 35 سالگی از دنیا رفت.
وارسته متولد بهمن سال 1357 بود. او از هشت سالگی آموزش ویولن را شروع کرد و بعدها هم نواختن سازهایی چون پیانو، ارگ و سینیسایزر را فرا گرفت. او جز اولین کسانی بود که در ایران استودیو دیجیتال به راه انداخت.
تنظیم آلبومهای خوانندههایی چون خشایار اعتمادی، پیام صالحی و وحید حامد و رهبری ارکستر کنسرتهای حمید عسگری و بنیامین بهادری از جمله فعالیتهای وارسته در سالهای اخیر بوده است.
مرگ در 36 سالگی:
حامد خسروی متولد سال 1357 و از مستندسازان شمال کشور مهرماه امسال طی حادثه رانندگی در شهر انزلی درگذشت. او هنگام مرگ 36 ساله بود.
«مجید حاجیباشی» تهیهکننده و مجری رادیو و تلویزیون صبح روز 26 فروردین در 36 سالگی بر اثر سکته قلبی به دیار حق شتافت.
بیماری سرطان «ماه گل مهر» خواهرزاده رؤیا نونهالی را در 36 سالگی با خود برد. این بازیگر جوان تئاتر متولد مهرماه 1357 و فارغالتحصیل کارشناسی تئاتر از دانشکده هنر و معماری بود.
مرگ در 37 سالگی:
مجید بهرامی (1356 - 24 آبان 1393) بازیگر و تئاتر سینمای اهل ایران بود.

بهرامی در فیلمهایی چون بدرود بغداد، گیلانه، دانههای ریز برف و تئاتر سیاهها، خانهای در گذشته? ما، عشق آباد و عجایب المخلوقات ایفای نقش کرده است. او به بیماری سرطان مبتلا شد و برای درمان بیماری او و اعزام او به کشور آلمان خانه هنرمندان ایران و انجمن عکاسان تئاتر نخستین اکسپو عکس تئاترایران را برگزار کردند که درامد حاصل از فروش این اکسپو به درمان بیماری مجید بهرامی اختصاص داده شد.
مجید بهرامی بازیگر جوان سینما و تئاتر ایران که طی چئد سال اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد، روز شنبه 24 آبانماه 1393 در 37 سالگی درگذشت.
شاهرخ غیاثی مجسمهساز، نقاش و بازیگر آبان سال 1375 در 37 سالگی و در جریان ساخت فیلم «فصل پنجم» (رفیع پیتز) حین تمرین فیلم بر اثر سانحه از گاری به زمین افتاد و درگذشت.
پیمان ابدی هنرمند دیگری بود که با رفتنش بسیاری از سینماگران داغدار شدند. این بدلکار نامدار ایرانی زودتر از آنچه که تصور میشد در 37 سالگی و در حین ایفای بدلکاری در فیلم «چشمهای نامحسوس» بر اثر حادثه، جان خود را از دست داد.

ابدی به چهار زبان انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی چیرگی داشت و عضو تیمaction concept(یکی از 4 تیم برتر اکشن جهان) بود. او طراحی و اجرای صحنههای اکشن در پروژههای پر آوازهای مانند پلیسهای موتورسوار، 100 درجه، دلقک و فرشتگان وحشی مهارتهای فنی خود را به نمایش گذاشته بود.
مرگ در 38 سالگی:
داوود اسدی بازیگر سینما و تلویزیون و یکی از چهرههای طنز مشهور دهه هفتاد (ساعت خوش) فروردینماه سال 87 در 38 سالگی درگذشت.
مرگ در 39 سالگی:
هومن قدرتنما هم یک سال و نیم درگیر بیماری بود و دیماه 92، از مقابل منزلش به سوی خانه ابدی شتافت. هومن قدرتنما فیلمساز، تصویربردار، عکاس، تدوینگر، گرافیست و نقاش متولد مرداد 1353بود و در 39 سالگی درگذشت.
تاریخ : یادداشت ثابت - شنبه 93/9/9 | 11:21 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
جاده زیبای ایروهازاکا در کشور ژاپن، نمونه ای از یکی از زیباترین جاده های جهان با مناظر طبیعی اطراف آن می باشد که به همین دلیل شهرت بسیاری در جهان کسب کرده است.





تاریخ : یادداشت ثابت - شنبه 93/9/9 | 11:17 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
محمدرضا گلزار تصاویری در صفح شخصی خود قرار داد که وی را در حال همکاری با پاشایی برای ضبط ترانه "روز برفی" نشان میدهد.
محمدرضا گلزار تصاویری در صفحه شخصی خود قرار داد که وی را در حال همکاری با پاشایی برای ضبط ترانه "روز برفی" نشان میدهد. این دو عکس با استقبال هواداران گلزار و زنده یاد پاشایی مواجه شده و بیش از 26 هزار نفر آن را لایک زده و پسندیده اند.
محمدرضا گلزار یک روز پس از درگذشت پاشایی نیز با انتشار عکس مشترکی با مرتضی پاشایی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «روحت شاد مرتضی عزیزم» او ساعتی بعد ویدیو یکی از تمرین های مشترکش با پاشایی را منتشر کرد که ترانه «روز برفی» را با هم می خوانند و نوشت: «فراموش نمی شه خاطرات مون».
وی ساعتی بعد ویدیو قسمتی از اجرای آهنگ «روز برفی» در کنسرت مشترک شان با مرحوم پاشایی را منتشر کرد که می خواند:«شبا بیدار و روزا خیره به عکست این شده کارم».

محمدرضا گلزار یک روز پس از درگذشت پاشایی نیز با انتشار عکس مشترکی با مرتضی پاشایی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «روحت شاد مرتضی عزیزم» او ساعتی بعد ویدیو یکی از تمرین های مشترکش با پاشایی را منتشر کرد که ترانه «روز برفی» را با هم می خوانند و نوشت: «فراموش نمی شه خاطرات مون».

وی ساعتی بعد ویدیو قسمتی از اجرای آهنگ «روز برفی» در کنسرت مشترک شان با مرحوم پاشایی را منتشر کرد که می خواند:«شبا بیدار و روزا خیره به عکست این شده کارم».
تاریخ : یادداشت ثابت - جمعه 93/9/8 | 12:0 صبح | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/9/7 | 11:39 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/9/7 | 11:34 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/9/7 | 11:30 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/9/7 | 11:30 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
تاریخ : یادداشت ثابت - چهارشنبه 93/9/6 | 6:17 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
آشناتی الیوت اسمیت" دختر 11 ساله ای است که هفته پیش به خاطر بیماری خود در مدرسه مورد مواخذه قرار گرفت. این دختر 11 ساله که یک بیماری نادر دارد به خاطر پوشیدن کلاه گیس در نزدیکی اخراج از مدرسه بود.
این دختر انگلیسی دچار بیماری نادر «آلوپسیا» است که باعث می شود 8 برابر سریع تر پیر شود و پزشکان اعتقاد دارند وی تا 15 سالگی بیشتر عمر نخواهد کرد. این بیماری بدن او را فرسوده کرده و چهره اش کاملا مانند پیرزن های 88 ساله است.

این دختر به خاطر بیماری خود بای از کلاه گیس استفاده کند که البته در مدرسه به خاطر بنفش بودن این کلاه گیس به مشکل خورده است. مسئولین مدرسه اعتقاد دارند کلاه گیس این دختر باعث می شود تا دیگر دانش آموزان به فکر رنگ کردن موهای خود بیافتند.
این اتفاق تا حد اخراج این دختر از مدرسه هم ادامه پیدا کرده است و به گفته پزشکان معالج او از نظر روحی ضربه شدیدی به وی وارد شده است چرا که چهره او با دیگر دانش آموزان فرق دارد و برداشتن کلاه گیس باعث جدا ماندن او از دیگر دانش اموزان می شود.

تاریخ : یادداشت ثابت - پنج شنبه 93/8/30 | 11:48 عصر | نویسنده : احسان عطارتبادکان
از تشییع فروغ فرخزاد تا ناصرحجازی؛
بدرقه های به یادماندنی تشییع پیکر مرتضی پاشایی بار دیگر نفوذ انکارناپذیر چهره های محبوب غیرسیاسی در بین مردم را به نمایش کشید. حضور مردم در مراسم بدرقه و وداع با پیکر پاشایی، چنان عجیب بود که ترافیک ناشی از آن بخشی از رفت و آمد در قلب تهران را برای ساعاتی مختل کرد.
تشییع پیکر مرتضی پاشایی بار دیگر نفوذ انکارناپذیر چهره های محبوب غیرسیاسی در بین مردم را به نمایش کشید. حضور مردم در مراسم بدرقه و وداع با پیکر پاشایی، چنان عجیب بود که ترافیک ناشی از آن بخشی از رفت و آمد در قلب تهران را برای ساعاتی مختل کرد. به همین بهانه سراغ همه چهره های محبوب غیرسیاسی رفتیم که در این سال ها مراسم تشییع شان با حضور گسترده مردم برگزار شد.
تشییع جنازه به عنوان یک اتفاق به عنوان محل اجتماع دوستداران متوفی و حضور چهره های سرشناس حداقل در حافظه ما به میانه دهه 40 برمی گردد؛ وقتی تشییع غلامرضا تختی ورزشکار بزرگ کشورمان هزاران نفر را در پایتخت به خیابان ها کشاند.
این اتفاق در دی ماه سال 46 رخ داد و هنوز پدران ما با شگفتی از حضور دردمندانه اقشار مختلف مردم در سوگ این ورزشکار بزرگ حرف می زنند.
یک سال قبل از این مرگ فروغ فرخزاد در 33 سالگی مجامع هنری ما را شوکه کرد. مرگ شاعر جسور در اوج جوانی و خلاقیت آن هم بر اثر یک حادثه تلخ اما او در اندازه های تختی از محبوبیت مردمی برخوردار نبود؛ با اینحال مراسم تشییع جنازه اش محل حضور چهره های سرشناس ادبیات ایران بود که در آن دهه پر رونق ترین عصر ادبی ایران را رقم زده بودند.
در سال های پس از انقلاب بزرگترین مراسم تشییع به چهره های سیاسی و ملی اختصاص داشته که خود بحث جداگانه ای است و در اینجا نمی گنجد. تشییع شهدای هفتم تیر، 8 مرداد یا فرماندهان مشهور جنگ یا مهمتر از همه تشییع پیکر امام خمینی از مهمترین و بزرگترین حوادث جامعه معاصر بودند که برای روزها و گاه سال ها در یاد افکار عمومی باقی مانده اند.
در همین سال های اخیر مثلا مراسم تشییع پیکر آیت الله بهجت بیش از صد هزار نفر را به خیابان های قم کشاند اما در این گزارش فوکوس را بر چهره های هنری و ورزشی گذاشته ایم. چهره هایی که در افکار عمومی مردم ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند. ابتدا از سال 64 شروع کنیم.
مراسم تشییع غلامحسین بنان چهره افسانه ای آواز ایرانی در خاطره ها مانده است. در اوج دوران جنگ، مرگ او بازتاب چندانی در رسانه ها نیافت اما حضور اکثر بزرگان فرهنگ کشور در مراسم تشییع او و آواز مشهور شجریان بر سر مزارش در حافظه فرهنگی کشور ثبت شده است.
در تاریخ معاصر مهمترین واکنش مردم به درگذشت مرحوم علی حاتمی مربوط می شود. کارگردان مشهور ایرانی و متخصص ساخت سریال ها و فیلم های بومی و ملی و با آن عشق بارزش به فرهنگ ایرانی در سال 1375 در میان بهت همگان بر اثر سرطان درگذشت. در آن روزگار مرگ او هر چند برای اهالی سینما که از وضع او مطلع بودند قابل پیش بینی بود اما برای دوستدارانش در دوران نبود فیس بوک و اینستاگرام و وایبر یک شوک به تمام معنا بود.
قریب 30 هزار نفر برای مراسم این مرد دوست داشتنی سینمای ایران جمع شدند که یکی از به یادماندنی ترین وداع ها با اهالی هنر و سینما بود. یک ادای دین دوست داشتنی. این اتفاق آذر 75 بود و حاتمی تنها 52 سال داشت و می خواست فیلمی از زندگی غلامرضا تختی بسازد.
جالب است بدانید که به سختی عکسی از مراسم تشییع جنازه او در اینترنت وجود دارد و از دوران نقاهت مرحوم نیز عکسی در دست نیست. در آن دوران، مرگ اکران عمومی نداشت. در همین سال مازیار خواننده خوشنام ایرانی در 46 سالگی با حمله قلبی درگذشت اما تشییع جنازه اش در سکوت برگزار شد.
چهار سال بعد دو درگذشت پیاپی بار دیگر اهمیت مراسم تشییع جنازه را یادآور شد. ابتدا درگذشت محمد علی فردین همه ار غافلگیر کرد. این بار هجوم دوستداران این بازیگر قدیمی دهه 140 اتفاق عجیبی بود. باز هم درعصر فقدان رسانه های اجتماعی اما در عوض در عصر وفور روزنامه های آن دوران که موجب شد خبر بلافاصله شیوع پیدا کند و هزاران نفر برای تشییع او بیایند. این اتفاق در فروردین 79 بود. چهار ماه بعد مرگ احمد شاملو بار دیگر یک مراسم تشییع جنازه را به یک اتفاق بدل کرد. در مرداد 79.
در دهه 80 در دوران قدرت گیری و شیوع اینترنت و استفاده از یاهو مسنجر و البته اورکات این نوع مراسم کم کم به یک عادت خاص ایرانیان بدل شد. حضور در مراسم چهره های مشهور فرهنگ و ادب و همینطور ورزشی برای ادای دین به آنان و البته برای برخی هم ملاقات از نزدیک با بقیه مشاهیر. مرگ حسین پناهی در سال 83 و چندی بعد مرگ ناصر عبداللهی در سال 85 و درگذشت رسول ملاقلی پور در اسفند 85 ادامه بر این داستان بود و البته دردناکتر از همه مرگ پوپک گلدره در سن 25 سالگی در یک سانحه رانندگی.
اما اتفاق مهمتر در سال 86 رخ داد. درگذشت قیصر امین پور شاعر توانا و مظلوم ایرانی موجی از همدردی گسترده و غیرقابل پیش بینی را به دنبال آورد تا مراسم تشییع او به یک اتفاق مهم در تهران بدل شود. امین پور به هنگام مرگ تنها 48 سال داشت.
در سال 87 مراسم تشییع خسرو خوب سینمای ایران یعنی خسرو شکیبایی ترافیک خیابان های مرکزی تهران را در صبح داغ تیرماه تهران بالکل مختل کرد. شکیبایی به هنگام مرگ 62 سال داشت.
مرگ سلسله وار مشاهیر موسیقی ایرانی مثل استاد علی اکبر شهناز، پرویز مشکاتیان (آن هم در 54 سالگی)، همایون خرم و بالاخره محمدرضا لطفی لحظات دردناکی را برای هنر ایران طی پنج سال گذشته رقم زده بود و برای وداع با هر کدام از آنها هزاران نفر در خیابان کوچک جلوی تالار وحدت اجتماع کرده بودند...
در این دوران ادبیات ایران هم قربانیان مشهوری را به بستر سرد خاک سپرد، به خصوص دو سیمین بی همتا. ابتدا سیمین دانشور در اسفند سال 90 و سیمین بهبهانی در مرداد 93. در همین سال ها تئاتر نیز یک چهره مهم خود را از دست داد. حمید سمندریان در 81 سالگی که در تابستان 91 چشم از جهان بست و مراسم تشییع جنازه اش در تئاتر شهر حاشیه های نه چندان خوشایندی داشت.
اما مهمترین و عمومی ترین مرگ این سال ها به ناصر حجازی بزرگ مرد ورزش ایران بازمی گردد. حجازی دروازه بان صریح اللهجه و افسانه ای بعد از یک دوره طولانی نبرد با سرطان در نهایت در خرداد 90 درگذشت. مراسم تشییع او به یک اتفاق بزرگ کشوری بدل شد و در نهایت به مراسم مفصلی در ورزشگاه آزادی بدل شد. پوشش تلویزیونی و شبکه های اجتماعی، درگذشت ناصر حجازی را بلافاصله به صدر اخبار رسمی کشور برد. مرگ علیرضا سلیمانی سنگین وزن محبوب کشورمان از دیگر مرگ های دردناک ورزشکاران ایرانی بود... در اردیبهشت 93.
مرگ روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران در یک نزاع خیابانی و مرگ مغزی عسل بدیعی بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ایرانی در فروردین 92 از حوادثی بود که مراسم تشییع جنازه پرشوری را به دنبال داشتند.
اما با شیوع شبکه های اجتماعی و سلطنت اینستاگرام و وایبر و واتس آپ حالا درگذشت مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان نشان داد که از این پس چنین حوادث دردناکی می تواند نه فقط در تهران خودمان که همزمان در بسیاری از شهرهای کشورمان به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود. این حادثه؛ این همزمانی بدون فاصله عزاداری های انبوه در تهران و دیگر شهرها پدیده ای است که از این پس هر ضایعه از دست دادن چهره های مشهور فرهنگی و ورزشی را همراهی خواهد کرد
تشییع جنازه به عنوان یک اتفاق به عنوان محل اجتماع دوستداران متوفی و حضور چهره های سرشناس حداقل در حافظه ما به میانه دهه 40 برمی گردد؛ وقتی تشییع غلامرضا تختی ورزشکار بزرگ کشورمان هزاران نفر را در پایتخت به خیابان ها کشاند.
این اتفاق در دی ماه سال 46 رخ داد و هنوز پدران ما با شگفتی از حضور دردمندانه اقشار مختلف مردم در سوگ این ورزشکار بزرگ حرف می زنند.
یک سال قبل از این مرگ فروغ فرخزاد در 33 سالگی مجامع هنری ما را شوکه کرد. مرگ شاعر جسور در اوج جوانی و خلاقیت آن هم بر اثر یک حادثه تلخ اما او در اندازه های تختی از محبوبیت مردمی برخوردار نبود؛ با اینحال مراسم تشییع جنازه اش محل حضور چهره های سرشناس ادبیات ایران بود که در آن دهه پر رونق ترین عصر ادبی ایران را رقم زده بودند.
در سال های پس از انقلاب بزرگترین مراسم تشییع به چهره های سیاسی و ملی اختصاص داشته که خود بحث جداگانه ای است و در اینجا نمی گنجد. تشییع شهدای هفتم تیر، 8 مرداد یا فرماندهان مشهور جنگ یا مهمتر از همه تشییع پیکر امام خمینی از مهمترین و بزرگترین حوادث جامعه معاصر بودند که برای روزها و گاه سال ها در یاد افکار عمومی باقی مانده اند.
در همین سال های اخیر مثلا مراسم تشییع پیکر آیت الله بهجت بیش از صد هزار نفر را به خیابان های قم کشاند اما در این گزارش فوکوس را بر چهره های هنری و ورزشی گذاشته ایم. چهره هایی که در افکار عمومی مردم ما جایگاه خاصی پیدا کرده اند. ابتدا از سال 64 شروع کنیم.
مراسم تشییع غلامحسین بنان چهره افسانه ای آواز ایرانی در خاطره ها مانده است. در اوج دوران جنگ، مرگ او بازتاب چندانی در رسانه ها نیافت اما حضور اکثر بزرگان فرهنگ کشور در مراسم تشییع او و آواز مشهور شجریان بر سر مزارش در حافظه فرهنگی کشور ثبت شده است.
در تاریخ معاصر مهمترین واکنش مردم به درگذشت مرحوم علی حاتمی مربوط می شود. کارگردان مشهور ایرانی و متخصص ساخت سریال ها و فیلم های بومی و ملی و با آن عشق بارزش به فرهنگ ایرانی در سال 1375 در میان بهت همگان بر اثر سرطان درگذشت. در آن روزگار مرگ او هر چند برای اهالی سینما که از وضع او مطلع بودند قابل پیش بینی بود اما برای دوستدارانش در دوران نبود فیس بوک و اینستاگرام و وایبر یک شوک به تمام معنا بود.
قریب 30 هزار نفر برای مراسم این مرد دوست داشتنی سینمای ایران جمع شدند که یکی از به یادماندنی ترین وداع ها با اهالی هنر و سینما بود. یک ادای دین دوست داشتنی. این اتفاق آذر 75 بود و حاتمی تنها 52 سال داشت و می خواست فیلمی از زندگی غلامرضا تختی بسازد.
جالب است بدانید که به سختی عکسی از مراسم تشییع جنازه او در اینترنت وجود دارد و از دوران نقاهت مرحوم نیز عکسی در دست نیست. در آن دوران، مرگ اکران عمومی نداشت. در همین سال مازیار خواننده خوشنام ایرانی در 46 سالگی با حمله قلبی درگذشت اما تشییع جنازه اش در سکوت برگزار شد.
چهار سال بعد دو درگذشت پیاپی بار دیگر اهمیت مراسم تشییع جنازه را یادآور شد. ابتدا درگذشت محمد علی فردین همه ار غافلگیر کرد. این بار هجوم دوستداران این بازیگر قدیمی دهه 140 اتفاق عجیبی بود. باز هم درعصر فقدان رسانه های اجتماعی اما در عوض در عصر وفور روزنامه های آن دوران که موجب شد خبر بلافاصله شیوع پیدا کند و هزاران نفر برای تشییع او بیایند. این اتفاق در فروردین 79 بود. چهار ماه بعد مرگ احمد شاملو بار دیگر یک مراسم تشییع جنازه را به یک اتفاق بدل کرد. در مرداد 79.
در دهه 80 در دوران قدرت گیری و شیوع اینترنت و استفاده از یاهو مسنجر و البته اورکات این نوع مراسم کم کم به یک عادت خاص ایرانیان بدل شد. حضور در مراسم چهره های مشهور فرهنگ و ادب و همینطور ورزشی برای ادای دین به آنان و البته برای برخی هم ملاقات از نزدیک با بقیه مشاهیر. مرگ حسین پناهی در سال 83 و چندی بعد مرگ ناصر عبداللهی در سال 85 و درگذشت رسول ملاقلی پور در اسفند 85 ادامه بر این داستان بود و البته دردناکتر از همه مرگ پوپک گلدره در سن 25 سالگی در یک سانحه رانندگی.
اما اتفاق مهمتر در سال 86 رخ داد. درگذشت قیصر امین پور شاعر توانا و مظلوم ایرانی موجی از همدردی گسترده و غیرقابل پیش بینی را به دنبال آورد تا مراسم تشییع او به یک اتفاق مهم در تهران بدل شود. امین پور به هنگام مرگ تنها 48 سال داشت.
در سال 87 مراسم تشییع خسرو خوب سینمای ایران یعنی خسرو شکیبایی ترافیک خیابان های مرکزی تهران را در صبح داغ تیرماه تهران بالکل مختل کرد. شکیبایی به هنگام مرگ 62 سال داشت.
مرگ سلسله وار مشاهیر موسیقی ایرانی مثل استاد علی اکبر شهناز، پرویز مشکاتیان (آن هم در 54 سالگی)، همایون خرم و بالاخره محمدرضا لطفی لحظات دردناکی را برای هنر ایران طی پنج سال گذشته رقم زده بود و برای وداع با هر کدام از آنها هزاران نفر در خیابان کوچک جلوی تالار وحدت اجتماع کرده بودند...
در این دوران ادبیات ایران هم قربانیان مشهوری را به بستر سرد خاک سپرد، به خصوص دو سیمین بی همتا. ابتدا سیمین دانشور در اسفند سال 90 و سیمین بهبهانی در مرداد 93. در همین سال ها تئاتر نیز یک چهره مهم خود را از دست داد. حمید سمندریان در 81 سالگی که در تابستان 91 چشم از جهان بست و مراسم تشییع جنازه اش در تئاتر شهر حاشیه های نه چندان خوشایندی داشت.
اما مهمترین و عمومی ترین مرگ این سال ها به ناصر حجازی بزرگ مرد ورزش ایران بازمی گردد. حجازی دروازه بان صریح اللهجه و افسانه ای بعد از یک دوره طولانی نبرد با سرطان در نهایت در خرداد 90 درگذشت. مراسم تشییع او به یک اتفاق بزرگ کشوری بدل شد و در نهایت به مراسم مفصلی در ورزشگاه آزادی بدل شد. پوشش تلویزیونی و شبکه های اجتماعی، درگذشت ناصر حجازی را بلافاصله به صدر اخبار رسمی کشور برد. مرگ علیرضا سلیمانی سنگین وزن محبوب کشورمان از دیگر مرگ های دردناک ورزشکاران ایرانی بود... در اردیبهشت 93.
مرگ روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران در یک نزاع خیابانی و مرگ مغزی عسل بدیعی بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ایرانی در فروردین 92 از حوادثی بود که مراسم تشییع جنازه پرشوری را به دنبال داشتند.
اما با شیوع شبکه های اجتماعی و سلطنت اینستاگرام و وایبر و واتس آپ حالا درگذشت مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان نشان داد که از این پس چنین حوادث دردناکی می تواند نه فقط در تهران خودمان که همزمان در بسیاری از شهرهای کشورمان به یک پدیده اجتماعی تبدیل شود. این حادثه؛ این همزمانی بدون فاصله عزاداری های انبوه در تهران و دیگر شهرها پدیده ای است که از این پس هر ضایعه از دست دادن چهره های مشهور فرهنگی و ورزشی را همراهی خواهد کرد
.: Weblog Themes By Pichak :.